• پنجشنبه ۶ مهر ماه، ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۴
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 967-2487-5
  • خبرنگار : 1172
  • منبع خبر : ----

روایتی از ایثار رزمندگان در «عملیات بدر» از زبان یکی از فرماندهان دوران دفاع مقدس


حسین بهارلونژاد، از رزمندگان و فرماندهان هشت سال دفاع مقدس با تاکید بر عمق ایثار و از خودگذشتگی رزمندگان و شهدا در دوران دفاع مقدس، گوشه‌ای از عملیات بدر را روایت کرد.
 
به گزارش ایسنا، منطقه آذربایجان‌شرقی، حسین بهارلونژاد در مراسم گرامیداشت هشت سال دفاع مقدس و عزاداری سیدالشهداء(ع) در مسجد شهید مطهری ضمن تسلیت به مناسبت ایام سوگواری محرم، اظهار کرد: شهید حججی به جهانیان ثابت کرد که ایرانیان چقدر مقتدر بوده و حتی در دست دشمن نیز هیچ ترس و واهمه‌ای ندارند.
 
وی با اشاره به حضور خود در عملیات بدر هشت سال دفاع مقدس و بیان خاطره‌ای از این عملیات، تشریح کرد: عملیات بدر در یک منطقه عمومی در شرق دجله انجام می‌گرفت، ما باید در فاصله زمانی مشخص توسط قایق‌های «بلم» خود را به دشمن نزدیک کرده و بدون توجه دشمن و بعد از برطرف کردن موانع، وارد خشکی می‌شدیم.
 
وی با بیان اینکه باید تعادل خود را در میان قایق‌های بلم به خوبی حفظ می‌کردیم و این موضوع نیاز به آموزش و تمرین فراوان داشت، افزود: برای اینکه مجبور بودیم از میان نیزارها عبور کنیم و با توجه به عمق کم آب و برای اینکه دشمن متوجه نزدیک شدن ما نشود، از قایق‌هایی به نام «بلم» استفاده می‌کردیم؛ یادگیری حفظ تعادل بر روی این نوع قایق‌ها حداقل دو ماه به طول می‌انجامید.
 
بهارلونژاد با تاکید بر اینکه بلم‌ها سه نفری یا پنج نفری بودند، خاطرنشان کرد: سوار شدن به بلم‌ها یک طرف مسئله بود و حفظ تعادل در داخل قایق نیز طرف دیگر آن بود تا رزمندگان بی سرو صدا و بدون اینکه آب وارد قایق شود به مقصد مورد نظر برسند.
 
وی تاکید کرد: بلم‌ها به گونه‌ای بودند که وقتی سرنشین بر آن سوار می‌شد، از لبه‌ی قایق تا آب، تنها پنج سانت فاصله باقی می‌ماند و اگر رزمنده‌ای نمی‌توانست تعادل خود را در قایق حفظ کند، در نتیجه قایق پر از آب شده و مشکلات فراوانی ایجاد می‌کرد! .
 
وی با اشاره به تلاش‌های رزمندگان در فصول مختلف سال و بویژه در ایام سرد، یادآور شد: در نتیجه‌ی زحمات و آموزش‌های فراوان، رزمندگان ما می‌توانستند روی بلم‌ها تعادل خود را به خوبی حفظ کرده و یا حتی داخل آن حرکت کرده و جابه‌جا شوند.
 
فرمانده هشت سال دفاع مقدس با بیان اینکه اصل غافلگیری از جمله مواردی بود که باید علیه دشمن به کار می‌گرفتیم، اضافه کرد: از ابتدا تا پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، توان و امکانات ما هرگز برابر با نیروهای عراقی نبود؛ از این رو باید از اصل غافلگیری استفاده کرده و با کمترین سرو صدا خود را نزدیک دشمن می‌رساندیم.
 
وی متذکر شد: در میان آب‌زارها و نی‌زارها، ستون عظیمی از رزمندگان بر روی بلم به سمت دشمن حرکت کردند.
 
وی با تاکید بر حمایت خداوند از رزمندگان اسلام، اضافه کرد: در حین نزدیک شدن به دشمن، هلیکوپتر عراقی از سده‌ی دشمن به هوا خاست تا منطقه را بررسی کند، در چنین شرایطی محال بود که دشمن متوجه حضور رزمندگان ما در آن منطقه نشود اما اعتقادات رزمندگان مانع از آن شد و رزمندگان بر حسب اعتقاد آیه‌ی «وَ جَعَلْنَا مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدّاً وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لَا یُبْصِرُونَ» قرائت کرده و دشمن متوجه حضور رزمندگان نشد.
 
بهارلونژاد با تاکید بر اینکه با عنایت خدا و بدون توجه دشمن، رزمندگان ما تا حدود ۳۰ متری دشمن پیش رفتند، افزود: زمان نزدیک شدن به سده‌ی دشمن و مکانی که دشمن در آن خط پدافندی تشکیل داده و آماده بود تا هدف بگیرد، یک نیروی عراقی نشسته بود و قرآن تلاوت می‌کرد و برای رزمندگان ما جای سوال بود که تکلیف در مقابل نیروی عراقی که قرآن تلاوت می‌کند، چیست؟ در این حین دقیقا صدر اسلام را احساس کردیم، چنانچه که عده‌ای قرآن بر سر گذاشته و به جنگ با حضرت علی(ع) آمدند.
 
وی ادامه داد: خطاب به رزمندگان اعلام کردیم تا زمانی که نیروی عراقی به سمت رزمندگان اسلام شلیک نکرده و مشکلی بوجود نیاورده، مورد هدف و شلیک رزمندگان قرار نگیرد؛ زمانی که رمز عملیات اعلام شد و آماده‌ی شروع عملیات بودیم همین نیروی عراقی با سلاح دوشکا که مناسب خودروها بود به سمت بلم‌ها شلیک کرد و رزمندگان به شهادت رسیده و داخل آب پرتاب ‌شدند در این حین ما به سده‌ی دشمن نزدیکتر ‌شدیم.
 
وی با اشاره به رفتار مجروحان این عملیات و ایثار و از خودگذشتگی آنان، اضافه کرد: انسان در حین غرق شدن به هر طریقی متوسل می‌شود تا خود را نجات دهد و نفس بکشد، اما رزمندگان مجروح که داخل آب افتاده بودند و مختصر نفسی برای زنده ماندن نیاز داشتند، وقتی که شنیدند رزمندگان در مسیر حرکت به سمت دشمن فریاد یا زهرا(س) سر داده و به حضرت متوسل می‌شدند تا بلم‌ها به ساحل برسد، ایثار را دوباره معنا کردند.
 
فرمانده هشت سال دفاع مقدس افزود: رزمندگانی که با قدری چنگ زدن به بلم‌ها می‌توانستند نفس کشیده و زنده بمانند، در شرایطی که در حال غرق شدن بودند، از هست و نیست خود گذشته و راه را برای بلم‌ها باز کردند، چنانجه از خانواده و دلبستگی‌های خود گذشته بودند.
 
وی تاکید کرد: آری شهدای ما با خدا معامله کردند، رزمندگان مجروحی که با دست خود بلم‌ها را گرفته بودند با شنیدن صدای یا زهرا(س) و توسل رزمندگان برای ادامه‌ی عملیات و رسیدن کاروان بلم‌ها به ساحل، در حالی که چشم به آب دوخته بودند، دست‌های خود را از بلم‌ها جدا کرده و راه را برای پیش روی رزمندگان باز کردند! آری این است معامله با خدا...
 
وی گفت: رزمندگان از هست و نیست خود گذشته و چشم بر تعلقات دنیوی بستند، رزمندگان ما از امام حسین(ع) درس آموخته بودند.
 
بهارلونژاد با تاکید بر اینکه باید از رزمندگان اسلام درس بگیریم، افزود: به یاد دارم که در آخرین لحظات، شهید محمدرضا باصر زمانی که وارد بلم می‌شد تا به سمت عملیات حرکت کند، کاغذی را پاره پاره کرد و به آب ریخت، علت این کار را از وی جویا شدم، محمدرضا گفت: عکس فرزندم روح الله بود، احساس می‌کردم این عکس در قلبم سنگینی می‌کند و بین من و خدایم فاصله می‌اندازد... آری رزمندگان و شهدای اسلام اینگونه با خدا معامله کردند!
 
شهدای ما به حق بودند...

این رزمنده و فرمانده هشت سال دفاع مقدس که در تفحص شهدا نیز بعد از هشت سال دفاع مقدس نقش آفرینی کرده است، با اشاره به خاطره‌ای از دوران تفحص شهدا، اظهار کرد: در زمان صدام منطقه‌ای برای تفحص باز کرده و نماینده‌ی حفاظتی ویژه به نام ابوحیدر در آن منطقه مستقر کرده بودند تا اوضاع را تحت کنترل داشته باشد؛ ما در منطقه طلائیه مشغول تفحص شهدا بودیم، زمانی که رزمنده عراقی از زیر خاک بیرون می‌آمد، ابوحیدر را برای تحویل جنازه صدا می‌کردم اما او هر بار که رزمندگان عراقی پیدا می‌شد برای تحویل پیکر، دستکش بر دست کرده و جلو می‌آمد.
 
وی ادامه داد: رفتار ابوحیدر با شهدای ما اینگونه نبود و زمانی که برای تحویل پیکر رزمنده ایرانی صدا می‌کردم بدون توجه به اینکه دستکش دارد یا نه، پیش می‌آمد و پیکر را تحویل می‌گرفت؛ این موضوع در ذهن من سوال ایجاد کرده بود، تا اینکه او را کنار کشیده و گفتم که هم شما و هم ما رزمندگان خود را "شهید" خطاب می‌کنیم، اکنون این چه جریانی است که برای پیکر شهدای خودتان دستکش بر دست کرده و برای شهدای ما نمی‌کنید؟ ابوحیدر پاسخ داد: حاجی ما می‌دانیم چه خبر است! ما اگر به جنازه‌های رزمندگان خود دست بزنیم باید غسل مسح میت بگیریم! اما می‌توانیم به شهدای شما دست بزنیم و حتی بوسه بر شهیدان شما بزنیم، چراکه می‌دانیم پاک پاک هستند.
 
بهارلونژاد با تاکید بر اینکه شهدای ما به حق بودند، یادآور شد: بسیار لذت بخش بود که این سخنان را از نماینده صدام در تفحص شنیدم.
 
گفتنی است، مراسم گرامیداشت هشت سال دفاع مقدس و عزاداری سیدالشهداء(ع) به همت بسیج خواهران پایگاه ابوذر سپاه ناحیه غدیر تبریز در مسجد شهید مطهری برگزار شد.

انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: