• دوشنبه ۳۰ مهر ماه، ۱۳۹۷ - ۰۹:۱۱
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 977-7587-5
  • خبرنگار : 1173
  • منبع خبر : ----

ویژگی‌های عاشق و معشوق در غزل 1307 «دیوان شمس»

اشعار زیادی همچون مجموعه‎ی «لیلی و مجنون» نظامی و اشعار خدای غزل عاشقانه (سعدی) به ذکر ویژگی‌های عاشق و معشوق پرداخته و جانگدازی‌های عشق را به زبان شعر بازگو کرده‎اند، مولانا نیز پس از آشنایی با جان سوخته‎ای به نام شمس، در حالی که از باور خودش نیز دور بود، شروع به سرودن شعر کرده و یکی از دیوان‌های شعرش را به نام شمس می‎سراید. 

به گزارش ایسنا، منطقه آذربایجان شرقی، نویسنده و مثنوی شناس تبریزی در میزگرد تخصصی شرح دیوان «شمس تبریزی» در محل نمایشگاه کتاب تبریز به شرح ویژگی‎های عاشق و معشوق از دیدگاه مولانا در غزل شماره 1307 می‌پردازد. 
  
علی حاجی بلندی با بیان این که می‎توان حالات عاشقانه را از غزل 1307 دیوان شمس درک کرد، می‌گوید: بدیهی است که سخن گفتن از عشق، عاشقی می‎خواهد و کسی که در دنیای عشق سیر نکرده باشد، در درک مطلب عشق، توفیق کامل به دست نخواهد آورد. 
  
وی در ادامه با اشاره به یکی از آیات قرآن کریم، اضافه می‏ کند: خداوند در ابتدا از عشق خود به بندگانش سخن به میان آورده و عشق بنده به خدا را در درجه دوم ذکر کرده است، طبق عرفان اسلامی، خداوند در ابتدا وقتی که جهان صرف‎الوجود بوده با نگاه به آینه ازلی، عاشق جمال خود شده و این محبت باعث آفرینش مخلوقات و گرد آمدن مخلوقات در حلقه‎ی وجود او شده است. 
  
وی ادامه می‎دهد: خواستن و حب نیز از سوی خداوند در دل انسان به بدعت گذاشته شده و خداوند بنده را به عنوان آیینه تجلی جمال خود برگزیده است، به این معنی که معشوق، کمال حسن خود را جز در مرات معشوق نمی‎بیند و خدواند نیز خواسته است تا حسن جمالش را در آیینه تمام نمای بنده‌اش ببیند. همانگونه که تصویر ما در آینه، نزدیک‎تر از تصویر حقیقی‎مان است، عاشق نیز به عنوان آیینه، بیشترین درک را از زیبایی‎های معشوق دارد، اما اگر معشوق نبود، عاشقی نیر در کار نبود. 
     
این مثنوی شناس با بیان اینکه عشق عاشق، حق متعالی است، می‎گوید: عاشق در ابتدا با دشمنان معشوق دشمن و با دوستان او دوست است، اما در انتها با دوستان معشوق هم دشمن شده و غیرت عاشق حاکمیت پیدا می‎کند. کار عاشق در بدات راه، زاری و اعلام فریاد و گرفتاری است، اما رفته رفته عاشق سکوت اختیار کرده و نزار و  منتظر فرمان معشوق می‎شود. عشق وقتی تجلی می‎یابد که عاشق و معشوق حس مالکیت را کنار گذاشته و خود را فدای دیگری کنند. 
  
وی می‎گوید: در غزل شماره 1307 دیوان شمس، مولانا می‎گوید وقتی عشق تمام ولایت دل را گرفت، عاشق فربه، لاغر و نزار شده و قرار از دست می‏دهد، اما با وصال، قرار از دست رفته به عاشق بازگردانده می‎شود. عاشق قبل از رسیدن به معشوق، یا رو همراهی جز خیال معشوق ندارد و از مردم رمیده و تنهایی‎اش را با خیال معشوق، پر می‏‏کند، خیال در این غزل به منزله پیامبری است که از سوی معشوق برای آرامش عاشق فرستاده شده است. 

وی اظهار می‎‏کند: عاشق دکان عشق  را می‎شناسد و به هر حیله‎ای برای رسیدن به معشوق، دست می‎زند، در این غرل بندی که معشوق به پای یار نهاده، عین آزادی و آرامش و پند معشوق همچون گوشواره‏ای در گوش عاشق است. 

انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: