• چهارشنبه ۵ مهر ماه، ۱۳۹۱ - ۱۳:۱۹
  • دسته بندی : اجتماعی
  • کد خبر : 917-3714-5
  • منبع خبر : ----
  • چاپ

مقاله/

آثارحضور و بركات امام رضا (ع) بر تحولات فرهنگی ایران

امروزه بر همگان مشخص است که ائمه اطهار (ع)  و حالات زندگاني آنان براي هر ملتی در زمينه‌هاي مختلف فرهنگی واجتماعي ،علمي ، ديني و... مورد استفاده بوده و چه بسا موجب تعالي روح و برکت در زندگي مادي و معنوي و حتي شکل دهي به نوع زندگي مردم شده ودرتحولات فرهنگ وتاریخ هرملتی و کشوری نقش تعیین کننده داشته است.

فرهنگ يك ملت سرچشمه پيشرفت و خلاقيت آن ملت است و توسعه‌اي كه مبتني بر فرهنگ يك ملت نباشد توسعه پايدار نخواهد بود. تا آنجا كه مي توان بر اساس فرمايش‌هاي مقام معظم رهبري عامل فرهنگي را در مقابل عوامل ديگر همچون پول، علم و صنعت، بعنوان اولين، مهمترين و مؤثرترين عامل در خلق و شكوفايي آينده يك جامعه و تعيين سرنوشت آن دانست.

حال با توجه به این نکته که تمام ائمه(ع) نور واحد و مشعل فروزاني از نور الهي مي باشند.شناخت هر چه بهتر و دقیق تر سیره‌ی عملی معصومین به عنوان انسان‌های کامل و الگوهای برگزیده برای بشریت، که خالق انسان و جهان پیروی از آن‌ها را شرط رسیدن به سعادت و کمال می‌داند، چه از نظر شرع و چه از نظر عقل لازم و ضروری است.در این میان،تاریخ پر ماجرای امام رضا (ع) با تاریخ میهن ما ایران پیوستگی ژرف و محکمی دارد و فصل بزرگی از تاریخ ایران را تشکیل می‌دهد.

در این مقاله ضمن بررسی دوران زندگی امام رضا(ع) در ادوار مختلف، علل گرایش ایرانیان به اسلام، آثاربرکات امام رضا (ع) برایرانیان، خدمات فرهنگی امام رضا(ع) به ایرانیان و اطلاعات بسیاری راجع به چگونگی اسلام ایرانیان وعلل گرایش آنها به مذهب تشیع وشان و منزلت ایرانیان نزد خداوند، پیامبر (ص) وائمه (ع) با هدف" تاثیرورود امام رضا (ع) بر تحولات فرهنگی ایران "صورت گرفته است.

روش تحقیق به صورت کتابخانه ای ودر دو مرحله گرداوری وتحلیل اطلاعات انجام گرفته است.

کلید واژه ها :امام رضا(ع)،فرهنگ،ایران،فرهنگ ایرانی، ائمه اطهار (ع)، تاریخ، تاریخ ایران

 

* مقدمه:

علاقه ایرانیان به اسلام از ظهور دین اسلام شروع شد و قبل از آن که دین اسلام توسط مجاهدین مسلمان به ایران بیاید ایرانیان مقیم یمن آن را پذیرفتند و با میل تسلیم احکام قرآنی شدند و در ترویج آن کوشیدند.(1)

ایرانیان خدمات شایانی به اسلام کرده‌اند و آن خدمات از روی صمیمیت و اخلاص و ایمان بوده است ،ازاین جهت ایرانیان شاید در دنیا هم بی‌نظیر باشند زیرا هیچ ملتی به دینی به این اندازه خدمت نکرده است یک ملت را می‌توان با زور مطیع کرد اما نمی‌توان با زور،عشق و ایمان درآن به وجود آورد، قلمرو زور محدود است و شاهکارهای بشری تنها معلول عشق و ایمان است.

سابقة تشيع در ميان ايرانيان به دوران رسول اعظم الهي مي‌رسد. با آنکه دوران پيشوايان پاک شيعه به لحاظ حاکميت دشمنان کينه توز اسلام و اهل‌بيت(ع)از سياه‌ترين بسترهاي تاريخ تشيع به شمار مي‌ايد. اما بهره‌هاي علمي و معنوي ايرانيان از رهبران معصوم و ياري آنان در مآخذ تاريخي چشمگير است. اين ريشه اعتقادي که برگرفته از حس حق‌جويي و آزاد منشي ايراني است، چنان استقبالي(2) را از امام رضا عليه السلام در شهر‌هاي ايراني به نمايش گذاشته است. که در بستر تاريخ به عنوان يک سند افتخار جاويدان خواهد ماند.

امام رضا(ع) امام هشتم شیعیان و از خاندان پاک رسالت است که در طول تاریخ اسلام همواره مورد ستایش مسلمانان، از مذاهب مختلف قرار گرفته است و دوست و دشمن، موافق و مخالف، به عظمت شخصیت و مقام والا و برتری ایشان در ایمان و زهد و پرهیزگاری بر هم‌عصرانشان اعتراف دارند.

وجود با برکت مرقد امام رضا(ع) در ايران که به زعم بسياري از کارشناسان مذهبي و جامعه شناسان، موجب تعالي روح و برکت در زندگي مادي و معنوي و حتي شکل دهي به نوع زندگي مردم کشورمان شده است .

مدت امامت حضرت رضا علیه السلام  حدود 20 سال طول كشید، كه 17 سال آن در مدینه و سه سال آخر آن در خراسان گذشت. امام رضا علیه السلام در مدینه، پس از شهادت پدر، امامت بر مردم را بر عهده گرفت، و به رسیدگى امور پرداخت، شاگردان پدر را به دور خودش جمع كرد، و به تدریس و تكمیل حوزه علمیه جدش امام صادق علیه السلام پرداخت و در این راستا گام هاى بزرگ و استوارى برداشت. موقعیت امام رضا علیه السلام در مدینه، همه علما و شخصیت هاى سیاسى و اجتماعى حجاز را تحت الشعاع خود ساخت، مردم آن بزرگوار را در همه شؤون مادى و معنوى، مرجع و پناه خود مى دانستند، و نور وجود او چون خورشیدى بر قلب ها مى تابید، و تاریكی ها را از نظرات گوناگون روشن مى ساخت.

آن حضرت براى رفع مشكلات اجتماعى، فرهنگى و سیاسى مردم، در همه امور دخالت می كرد، و در متن جامعه قرار داشت، و در امور و مسائل مختلف اجتماعى هرگز لحظه اى بی تفاوت نزیست، به ویژه در دو بعد فرهنگى و سیاسى، تلاش فراوان داشت، آن بزرگوار در گفتگویى با مأمون در خراسان فرمود: و ما زادنى هذا الامر الذى دخلت فیه، فى النعمة عندى شیئاً و لقد كنت بالمدینة و كتابى ینفذ فى المشرق و المغرب، و لقد كنت اركب حمارى، و امرّ سكك المدینه، و ما بها اعزّمنّى، و ما كان بها احد یسألنى حاجة یمكننى قضاؤها له الاّ قضیتها له: «این كه من در اینجا (خراسان) به عنوان ولى عهد، شده‌ام از نظر من هیچگونه بر موقعیت من افزوده نشده است، من در مدینه در موقعیتى بودم كه نامه‌ام به مشرق و مغرب مى رفت (دست خطم را در همه جا می خواندند) بر مركب خود سوار می شدم، و در راه‌هاى مدینه عبور مى كردم، هیچ كس در آنجا عزیزتر از من نبود، و هر كسى حاجتى داشت و آن را از من می طلبید، تا حد توان نیازهاى نیازمندان را تأمین مى كردم.» (3)

در این میان نیزباید متذکر شد که متأسفانه بايد اعتراف نمود شناخت شيعيان از آن حضرت، غالباً در حدّ يك شناخت تاريخي و شناسنامه‌اي و آن هم به صورت ناقصِ آن كه البته اين جنبة شناخت از امام(ع) را مي‌توان وجه مشترك شناخت دشمنان امام(ع) با دوستان ايشان داشت، و چه بسا شناخت دشمنان امام(ع) بسيار كامل‌تر از شناخت دوستان ايشان از جنبة تاريخي و شناسنامه‌اي ايشان باشد.

*دوران زندگی امام رضا(ع)

به نقل شيخ كليني در كافي ج يك، ص486 حضرت رضا(ع) در سال (4)‌ 148 هـ .قمري متولد شده و در ماه صفر (5)‌ سال 203 (6) هـ.ق شهيد گرديد (در سن پنجاه‌وپنج سالگي)، نامش علي و كنيه‌اش ابوالحسن و لقب‌هايش: رضا، صابر، رضي، وفي است كه از همه  مشهورتر همان (رضا) است. ‌

در مورد مدت عمر امام هشتم(ع) اختلا‌ف است، بعضي‌ها گفته‌اند پنجاه و پنج سال بعضي هم گفته‌اند 49 سال، كه 24 سال و چندماه با پدرش موسي‌بن‌جعفر(ع) بود و پس از پدر، 25 سال زندگي كرد. در سال 203 در عهد خلا‌فت مامون عباسي شهيد و در طوس خراسان در قريه سناباد مدفون شد. همانجا كه امروز معروف به مشهد است. محل تولد امام رضا(ع)مدينه مشرفه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى)است ونام پدرش ابوالحسن، موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على‏بن ابى‏طالب(ع) بود ونام مادرش نجمه بود، نام‏هاى ديگرى نيز براى او نقل شده است؛ مانند: تكتم، اروى، سكن، ام البنين، شقرا، خيزران، سمانه، صقر و طاهره.

اين بانوى فاضله كه با تربيت حميده مادر امام موسى كاظم(ع)  به كمالات انسانى و اخلاق اسلامى دست يافته بود، بهترين زنان عصر خويش در تعقل، ديندارى و حيا بود.

امام محمد تقى (ع) كه پس از شهادت پدرش، در سن هفت سالگى به امامت رسيد. علماى شيعه ايشان را تنها فرزند امام رضا (ع) دانسته‏ اند؛ اما در برخى منابع، فرزندان ديگرى نيز براى آن حضرت ذكر شده است كه عبارتند از: 2. ابو محمد حسن. 3. جعفر. 4. ابراهيم. 5. حسن. 6. عايشه. 7. فاطمه.

پس از نبرد ميان امين و مأمون، فرزندان هارون الرشيد، براى به دست آوردن منصب خلافت و پيروزى نهايىِ مأمون بر امين، در سال 201 هجرى امام رضا (ع) به اجبار و اكراه مأمون به ولايت‏عهدى وى برگزيده شد. مأمون با اين كه در ظاهر براى امام رضا (ع) احترام ويژه‏اى قائل بود و ايشان را بر همگان، از جمله علويان و عباسيان، مقدم مى‏داشت، اما در ضمير خود، به مقام علمى و اجتماعى آن حضرت حسد مى‏برد و كينه ايشان را در دل داشت.

مدت امامت آن بزرگوار بيست سال بود (7) ، كه تقريبا هفده سال آن را در مدينه، ملجأ عوام و منجى انام و معلم علما و مروج دين بود. سه سال آخر، او را از مدينه جبرا به طوس بردند و در طوس تا توانست از حريم دين حراست كرد تا سرانجام به دست مأمون شهيد شد.

از جمله رويدادهاى مهم دوران زندگی امام رضا(ع) می توان به زندانى و مسموم شدن امام‏كاظم(ع)، پدر امام‏رضا(ع)، به‏دستور هارون‏الرشيد، جنگ خونين ميان مأمون و امين، فرزندان هارون الرشيد، و نذر مأمون مبنى بر واگذارىِ أمر خلافت به افضل آل ابى‏طالب (ع) در صورت پيروزى بر امين، پيروزىِ مأمون بر امين و گسترش سيطره مأمون بر آفاق اسلامى و قصد ظاهرى او بر وفاى به نذر، درخواست مأمون از امام رضا(ع) براى رفتن از مدينه به خراسان، درسال 200 هجرى، حركت امام رضا (ع) از مدينه و گذشتن از شهرهاى بصره، بغداد، قم و نيشابور و رسيدن به مرو (مقر حكومت مأمون)،استقبال بى‏نظير مسلمانان شهرهاى بين راه (مانند قم و نيشابور) از امام‏رضا(ع) و ظهور كرامات و معجزات فراوان از آن حضرت، استقبال مأمون از امام رضا (ع) و مراعات احترام آن حضرت و مقدم داشتن ايشان بر علويان و عباسيان، وادار كردن امام رضا (ع)، توسط مأمون براى پذيرش ولايت‏عهدى ،پذيرفتن امام رضا (ع)، ولايت‏عهدىِ مأمون را مشروط بر عدم دخالت در امور كشوردارى، در سال 201 هجرى، ضرب سكه به‏نام امام‏رضا(ع) و خواندن خطبه به‏نام آن‏حضرت، در منابر و محافل، و بزرگ آوازه نمودن مقام ايشان در شهرهاى مختلف اسلامى به‏دستور مأمون، تزويج ام حبيبه، دختر مأمون به امام رضا (ع) و نامزدىِ ام الفضل براى امام‏محمد تقى (ع)، توسط مأمون عباسى، دستور مأمون به مردم مبنى بر كنار گذاشتن بدعت عباسيان در پوشيدن لباس سياه و تغيير آن به جامه سبز، تشكيل جلسه‏هاى مناظره امام رضا (ع) با رؤساى مذاهب واديان (مسيحيت، يهوديت، صابئين، زرتشتى و...) درباره مسائل كلامى، به دستور مأمون، انتقال مقر خلافت و تشكيلات حكومتىِ مأمون از مرو به بغداد به خواست امام رضا (ع)،خروج امام رضا (ع) به همراه مأمون، فضل بن سهل و تمامىِ دست اندر كاران حكومتى از مرو، سوءقصد به فضل بن سهل و كشته شدن او در حمام سرخس، به توطئه مأمون، در سال 203 هجرى، نصيحت امام رضا (ع) به مأمون در مراعات شؤونات دينى و مردمى، حسد وكينه تدريجىِ مأمون به امام رضا (ع) و پنهان نگه داشتن آن، مسموميت و شهادت امام رضا (ع) به دستور پنهانىِ مأمون، در روز آخر صفر سال 203 هجرى و سوگوارى و غمگين شدن ظاهرىِ مأمون در شهادت امام رضا (ع) و به خاك‏سپارى آن حضرت در كنار قبر هارون الرشيد، در قريه سناباد، از دهستان نوقان (مشهد كنونى) اشاره کرد.(8)

 

*گرایش ایرانیان به اسلام

از مطالعه و بررسی در آیات و روایات به خوبی روشن می گردد که ایمان اسلامی ایرانیان از سر صداقت، حق جویی و انتخاب و فرزانگی بوده است که هم در قرآن کریم و هم در سخنان اهل بیت (ع) آنها به مثابه الگویی ارزشمند در اعتقاد معرفی شده اند و حتی از ایمان ایشان به اسلام به عنوان معیار راستی و درستی گروندگان یاد شده است، آنگونه که رأی و نظر به تصنعی بودن گرایش ایرانیان به اسلام مردود و غیرقابل اعتناست. (9)

مطالعه ی تاریخ نفوذ تدریجی اسلام چه در چهره ی شیعی و چه در شکل سنی اش گواهی روشن بر این حقیقت است که علت مسلمانی ایرانیان، نشان یک چیز بوده و آن اینست که ایرانی روح خود را با اسلام سازگار دید و گم گشته ی خویش را در اسلام یافت، لذا بدان روی آورد و از آن استقبال نمود، مردم هوشمند ایران بیش از هر ملّت دیگر به روح و معنای اسلام توجّه داشتند، به همین دلیل توجّه ایرانیان به خاندان رسالت از هر ملّت دیگر بیشتر و تشیّع در میان ایرانیان نفوذ بیشتری یافت که البته این دلیل عمومیّت یافتن اسلام شیعی ایرانیان است.

از مطالعه و بررسی در قرآن کریم، به آیه هایی برمی خوریم که به نوعی به اصالت اعتقاد و ارزش ایمان ایرانیان اشعار داشته و شخصیّت والای ایرانیان را در این زمینه یادآور می شود : " یا ایها الذین آمنوا من یرتدمنکم عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه اذلـﺔ علی المؤمنین اعزﺓ علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله و لایخافون لومـﺔ لائم ذلک فضل الله یوتیه من یشاء و الله واسع علیم. (مائده / 54).

«ای آنان که گرویدید، کسی که برگردد از شما از دینش، پس به زودی بیاورد خدا گروهی را که دوست دارد آنان را و دوست دارند او را؛ فروتنی کنندگانند، برگروندگان، درشتی کنندگان بر ناگروندگان، کار زار کنند در راه خدا و نترسند از سرزنش سرزنش کننده، این است فزون بخشی خدا، می دهد آن را به هر که خواهد و خدا فراخ بخشش است و دانا».

در روایات اسلامی و سخنان مفسران بحث بسیار زیادی دیده می شود، از جمله در روایتی می خوانیم، هنگامی که از پیامبر (ص) درباره ی این آیه سؤال کردند، دست خود را بر شانه ی «سلمان» زد و فرمود : (این و یاران او و هموطنان او هستند) و به این ترتیب، از اسلام آوردن ایرانیان و تلاش های پرثمر آنان برای پیشرفت اسلام در زمینه های مختلف پیشگویی کرد.(10)

ولو نَزَلّنا علی بعض الاَعجمَین، فَقَرَاَهُ علیهم ما کانوا به مؤمنین (شعراء/ 198).

«هرگاه ما این قرآن را بر بعضی از مردم عجم (غیر عرب) نازل می کردیم و پیامبر (ص) این آیات را برای عرب ها به زبان تازی (اعراب) می خواند، آنها هرگز به قرآن ایمان نمی آوردند.

برخی از روایات نیز به روشنی بر فضیلت ایرانیان و ایمان اسلامی ایشان دلالت دارد، در این روایات پیامبر اسلام (ص) و امامان (ع) عالی ترین تجلیل و تشویق را درباره ی ایرانیان روا دانسته اند تا آنجا که پیامبر (ص) به ذات پاک خدا سوگند یاد می کند که «لوکان الایمان فی الثّریا لنالتهُ رجالٌ من هؤلاء» (اگر ایمان در ستاره ی ثریا قرار گیرد، مردانی از این گروه- ایرانیان- به آن دست می یابند) .(11)

در برخی دیگر از روایات «سلمان» به عنوان نمونه ای از ایرانیان معرفی شده که مظهر پاکی، لیاقت و بزرگی است و این تجلیل با تغییرات بسیار بلند انجام پذیرفته است، مانند آنکه حضرت رسول (ص) می فرماید : «السَّباقُ اَربَع : اَنَا سابقُ العَربِ وصُهَیبُ سابِقُ الرُّوم وَ سَلمانٌ سابِقُ الفُرسِ وَ بِلالُ سابِقُ الحَبَشـﺔِ» (پیشگامان چهار نفرند: من پیشتاز عرب به اسلام هستم، صهیب پیشگام رومیان، سلمان پیشگام ایرانیان و بلال پیشگام مردم حبشه است) .(12)

روزی امام علی (ع) در کوفه بر بالای منبری که از آجر ساخته شده بود، خطبه می خواند، اشعث بن قیس (سردار منافقین) به عنوان اعتراض گفت : «ای امیر مؤمنان! این افراد «حمراء» (ایرانیان) پیش روی تو بر ما چیره شده اند، و تو جلو آنها را نمی گیری» سپس در حالی که خشمگین بود گفت : «امروز من نشان خواهم داد که عرب چه کاره است؟!»

امام علی (ع) (در دفاع از ایرانیان) فرمود : «این عرب های شکم گنده (مثل اشعث) خودشان در بستر نرم استراحت می کنند، ولی آنها (ایرانیان) در روزهای گرم به خاطر خدا تلاش می نمایند، آنگاه از من می خواهند که آنها را طرد کنم، تا از ستمگران گردم؛ سوگند به خداوندی که دانه را شکافت و انسان را آفرید، از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود : «به خدا سوگند! همان گونه که شما در آغاز (در فتح ایران)، ایرانیان را به خاطر اسلام به شمشیر خواهید زد، بعداً ایرانیان، به خاطر اسلام، شما را خواهند زد.» یعنی با شما می جنگند تا شما را به قبول اسلام وادار نمایند.(13)

در حضور حضرت امام رضا (ع)، سخن از انحراف بعضی از بستگانش  مانند برادرش ابراهیم اکبر- به میان آمد، (آن حضرت گویی از آسیب زدن آشنایان و نزدیکان به اسلام، به یاد حمایت بیگانگان، از اسلام افتاد) سخنی به این مضمون فرمود :

«ولی خداوند همواره پس از رحلت پیامبر (ص) هر روز تا زمان ما و بعد، دین اسلام را توسط عجم ها (ایرانیان و....) یاری فرمود، و به آنها چنین توفیقی عنایت کرد، ولی این توفیق را از (بعضی از) نزدیکان پیامبرش سلب نمود، آری چنین سعادتی را به غیر عرب عطا فرمود، ولی از نزدیکان پیامبر (ص) سلب کرد.(14)

 

*آثاربرکات امام رضا (ع) برایرانیان

امامان وپيشوايان معصوم (ع) انسانهاي كامل وبرگزيده اي هستند كه به عنوان الگوهاي رفتاري ومشعلهاي فروزان هدايت جامعه بشري از سوي خدا تعيين شده اند گفتار ورفتار وخوي ومنش آنان ترسيم حيات طيبه انساني ووجودشان تبلور تمامي ارزشهاي الهي است.

مفهوم نعمت الله چنان وسیع و گسترده است که همه نعمت های مادی و معنوی و حتی شخص پیامبر(ص) را شامل می شود.در روایات اهل بیت(ع) می خوانیم که منظور از نعمت الله همان نعمت وجود ائمه و رهبران معصوم است.در روایتی از امام صادق(ع)می خوانیم:"به خدا سوگند،نعمت خدا ما هستیم که خداوند به وسیله آن بندگانش را مشمول لطف خود قرار داده است و سعادتمندان به وسیله ما سعادتمند می شوند."روشن است که سعادت و پیروزی بدون استفاده از رهبری رهبران راستین امکان پذیر نیست و این از روشن ترین نعمت های الهی است که به مثابه یک مصداق آشکار در اینجا ذکر شده است.(15)

يكى از بركات فردى حضرت امام رضا (ع) اين است كه او «چراغ هدايت» و «كشتى نجات» ما ایرانیان است . اگر چه همه پيامبران و امامان (ع) چراغها و انوار هدايت و كشتيهاى نجات و رهايى اند، چنانكه پيامبر اسلام (ص) فرمود: «انما مثل اهل بيتى فيكم كمثل سفينة نوح من دخلها نجا، و من تخلف عنها هلك» .(16)

فَانّا صَنايعُ رَبِّنا وَ النّاسُ بَعدُ صَنايعُ لَنا،"به بركت اهل البيت است كه مردم به دنيا آمدند وگرنه قرار بود در اين هستي پيچ در پيچ، فقط مُنتخبين يزدان، سر كنند. پس يادت نرود كه هميشه غلام آل الله هستي.(17)

روايت معتبري كه در اصول كافي از پيامبر اكرم(ص) و امام رضا(ع) و ديگر معصومين(ع) سؤال شد كه آيا ممكن است زمين در مقطعي بدون امام باشد. فرمودند: «لو لا الحجة لساخت الأرض بأهلها؛ يعني ابداً ممكن نيست و اگر زماني چنين اتفاقي بيفتد زمين اهلش را به درون خود فرو مي‌برد.» و عالم وجود متلاشي مي‌شود. معناي تعبير فوق اين است كه در جميع عوالم و منظومه‌ها و نه فقط اين منظومه شمسي، بلكه در هر كدام از اين ميليون‌ها كهكشان، ميلياردها ثوابت و سيارات قرار دارد و در هر كدام از اينها ميليون‌ها مخلوق همه موجودات مرهون عنايات امام عصر خویش هستند. حقيقتاً چه نفعي از اين بالاتر مي‌توان تصور كرد.

در این میان عشق و دلبستگي ايرانيان مسلمان به آل عترت حديثي امروزي نيست، بلكه صبغه و سابقه اي طولاني داشته و تزايد و تداوم همين مهر و ارادت ايرانيان بود كه آن عظمت راستين را به جانب طوس و خراسان مشتاق ساخت و از آن پس خاك وطنمان به فيض رباني آن نور ديده ايمان و معرفت همچنان گرانبار است و مؤمنان شيفته، جان سر بر آن آستان ملائك پاسبانش مي نهند تا عبوديت و اخلاص خود را به پيشگاه حق تعالي، بدين وسيله ابراز دارند.

از سويي ديگر هويت ديني و معنوي و كمال جويي و رستگاري ژرفي كه ريشه  در فرهنگ مذهبي و ملي ما داشته است آنان را بر آن داشته تا با پرداختن به ژرفاي انديشه امامي رئوف از منظر هنر و فرهنگ، روح و جان تشنه خود را از آبشخور اين چشمه  فياض سيراب سازند.

ورود امام رضا (علیه السلام) به خراسان، حركت گروهی سادات و شیعیان را به ایران در پی داشت. علویان از موقعیت به وجود آمده برای امام رضا (علیه السلام) در حكومت مأمون استفاده كردند و به صورت گروهی راهی ایران شدند.امام رضا (علیه السلام) از لحظه حرکت از مدینه تا مرو همیشه از روشهای گوناگون برای شناساندن شیعه بهره برد. رجاء بن ابی الضحاک که مأمور آوردن امام به مرو بود، می گوید: امام در هیچ شهری از شهرها فرود نمی آمد، مگر این که مردم به سراغ او می آمدند و مسایل دینی و اعتقادی خویش را از او می پرسیدند. امام در طول مسیر، احادیث را از طریق پدارنش به حضرت علی و پیامبر (سلام الله علیهم اجمعین ) می رساند که این بهترین روش برای معرفی مکتب تشیّع و خنثی کننده توطئه هایی بود که شیعه را خارج از دین می شمرد. نمونه برجسته آن، حدیث سلسله الذهب بود. ایشان در جمع مردم نیشابور فرمود: من از پدرانم شنیدم و آنان از پیامبر شنیدند و او از خداوند باری تعالی شنید که فرمود: «لا اله الا الله قلعه محکم من است هر آن کس داخل آن شود از عذاب ایمن است». سپس با کمی تأمل فرمود: این مطلب شروطی دارد که یکی از شرایط آن، پذیرش ولایت من (اهلبیت پیامبر(صلی الله علیه وآله)) است. ایشان با این بیان، شیعه واقعی و اعتقادی را معرفی کرد و به محبت مردم به علویان جهت داد.(18)

حاكم فارس از سوی مامون دستور یافت كه از ورود آنان جلوگیری كند. رهبری كاروان با احمد بن موسی (علیه السلام) (شاهچراغ) و محمد بن موسی (علیه السلام) بود. آنان پس از درگیری با لشكر فارس، به یاران خود دستور دادند لباس مبدل بپوشند و در اطراف پراكنده شوند تا از گزند حكومت مأمون در امان باشند . به همین دلیل گفته می شود بیشتر امامزادگانی كه در شهرهای گوناگون ایران مدفون شده اند، جزء همان قافله هستند. (19) مردم ایران چون به سادات و آل رسول عشق می ورزیدند، به این گروه پناه دادند و آنان را یاری كردند. حضور آنان در میان عاشقان اهلبیت پیامبر (20) به گسترش تشیع اعتقادی در کشورمان انجامید.

همچنین مجموعه نامه هایی كه امام برای توضیح مبانی تشیع به افراد گوناگون می نوشتند، در این زمینه نقش داشت. نامه های ایشان در تبیین جایگاه اهلبیت در كتاب خدا و سنّت پیامبر(صلی الله علیه وآله)، مسایل اختلافی با اهل سنّت مانند: ایمان آوردن ابوطالب، توضیح مصداق شیعه واقعی، مراد از اولوالامر در قرآن، در گسترش فكر شیعی و استحكام پایه های اعتقادی در ایران بسیار اثر داشت. (21)

همچنین حضور امام در مناظرات یكی دیگر از كارهایی بود كه در پی آن، مكتب شیعه به درستی معرفی شد و استدلال مخالفان باطل گشت.دیگر از بركات وجود آن حضرت به وجود آمدن حوزه ی درسی بود كه "عده ای از اصحاب و محدثان و فقها دور امام (ع) حلقه زدند و از محضر مبارك ایشان بهره گرفتند. شیخ طوسی اصحاب حضرت رضا (ع) را 317 نفر ضبط كرده است  پس از رحلت امام این حوزه به فعالیت خود ادامه داد و شیخ طوسی خود در این حوزه پرورش یافت و در 408 ق به بغداد هجرت نمود." (22)  

 

*خدمات فرهنگی امام رضا(ع) به ایرانیان

"هم اکنون که چندین قرن از شهادت امام رضا (ع) می‌گذرد، آستان ملایک پاسبانش همچنان نقطه اتکاء جامعه شیعه و کعبه آمال و قبله نیاز مردم این آب و خاک و بسیاری از مردم پاکباز دیگر کشورها می‌باشد، بارگاه با عظمتش در طول تاریخ و کشاکشهای پرآشوب، موجودیت این آب و خاک را حفظ کرده و کشتی طوفان میهن ما را از گرداب سقوط و پریشانی نجات داده است و در بحرانها و بروز فتنه‌ها، ملت ایران را راهنمائی کرده است.بارگاه کبریائیش زینت بخش ایران شده و یکی از مفاخر و ذخائر باستانی و شاهکارهای هنری و میراث گرانقدر معنوی است که با نیت پاک بدست هنرمندان چیره دست ایرانی در دوره‌های مختلف بنا گردیده است. در این بارگاه، که با رقه‌ای از تجلیات معنوی انوار شخصیت بارز امام هشتم است، احساسات مذهبی با احساسات میهنی یکی شده است، هر فرد مسلمان ایرانی در اینجا در خود دو نوع احساس متضاد حس نمی کند و تعارضی میان احساسات مذهبی با احساسات ملی وجود ندارد زیرا این گنبد و بارگاه مرکز عمده احساسات دینی و ملی و نمایشگاه عظیم هنر و معماری ایران اسلامی است و این دو هنر و سبک معماری آنچنان با هم در آمیخته و ترکیب یافته که بهیچ وجه نمی توان آن دو را از هم تفکیک کرد. چرا که وجود بارگاه ملکوتی امام رضا (ع) در ایران باعث افزایش شعور مذهبی و فکری جامعه ما شده است.

باید به این نکته هم توجه کنیم که وجود امام رضا (ع) در کشورمان چه در زمان حیاط وچه بعد از وفات ایشان برای ما ایرانیان بزرگترین نعمت الهی بوده و خواهد بود.دراین میان می توان گفت که ،امام رضا (ع) نقش تعیین کننده در استقلال ایران اسلامی داشته است. مسافرت امام هشتم به‌ایران و پیمودن آن حضرت تمام طول جغرافیایی مرز و بوم ایران از اهواز تا آخرین مرز خراسان و قرار گرفتنش در بحرانی ترین منطقه‌ایران یعنی خراسان از تب حس ناسیونالیستی ایرانیان فروکاست و تا حد معقول تعدیل گردید.با وجود امام بودملت حق پرست ایران در لحظه هولناک و سیاه و دشوار تاریخ علی (ع) را برگزید و اندک اندک به تشیع گروید و حساب اسلام را از حساب عرب جدا کرد و درحالیکه با عرب می‌جنگید به صراحت از اسلام دفاع می‌کرد . راستی اینست که‌ایرانیان بین تعصبهای نژادی عربی که به بهانه پیشگامی در اسلام یا به بهانه‌های دیگر ظاهر می شد و بین دین اسلام جدائی قائل شدند و هرگز یکی را بحساب دیگری نگذاشتند و درحالیکه از یکسو در مقابل اینگونه تعصبهای عامیانه سخت ایستادگی می‌کردند و از سوی دیگر در ترویج اسلام و تکمیل زبان عربی می‌کوشیدند.

بقول یکی از نویسندگان: در حقیقت از یمن قدوم مبارک حضرت رضا (ع) بود که بعد از ورود به‌ایران به فاصله چهار سال در 205 هجری بعد از دویست سال انقراض و اضمحلال دوباره دولت آمیخته به دین در این کشور تاسیس شد و حکومت طاهریان در خراسان بوجود آمد و استقلال از دست رفته ما پس از دو قرن پریشانی و سرگردانی دیگر بار اعاده و تجدید گردید و استقلال کشور ایران رهین وجود مبارک سلطان السلاطین علی بن موسی الرضا است که سلطنت فنا ناپذیرش ابدی و دائمی بوده و دربار عظمت مدار او برای همیشگی و دائم پایدار و برقرار خواهد بود. بدین لحاظ برای ما ایرانیان خواندن و دانستن چنین تاریخ از هر جهت لازم و ضروری است.واز دیگر ویژگیهای عصر امام، برخورد تضادها و افکار و اندیشه‌ها بود. ودراین دوره مسلمانان در علم و تمدن بالاترین مدارج و ترقی را طی می‌کردند و طبق دستور مامون علوم مختلف: هندسه، هیئت، ریاضی، فلسفه، و طب و دیگر رشته‌ها از یونانی و هندی به عربی ترجمه شده بود و دانشمندان بزرگ و پیشوایان ادیان و صاحبان افکار و آراء مختلف به حکم اینکه مرزها برداشته شده و کشورها زیر نفوذ اسلام درآمده بر مرکز خلافت کوچ کرده بودند مامون هم که به درک حقایق علمی علاقه نشان می‌داد، مقدم آنان را گرامی می‌داشت و با تشکیل جلسات بحث و مناظره وسیله برخورد آنان را فراهم می‌ساخت و خود شخصا در انجمن های مهم علمی که برای بحث در موضوعات مختلف تشکیل می‌یافت، شرکت می‌کرد و چه بسا ریاست جلسات را نیز خود به عهده می‌گرفت. و همچنین در اثر برخورد اسلام با کیشها و فرهنگهای مختلف به خصوص فرهنگ یونانی، فرقه‌ها و عقاید و افکار گوناگون پدید آمد و از این برخوردها هزاران مسائل نو بوجود آمد و همین باعث ایجاد شک و تردید در مبانی دینی و اخلاقی مسلمانان گردید و اگر در آن شرایط امام رضا (ع) در راس جلسات مناظره قرار نمی گرفت، عده زیادی از مسلمانان به خصوص ایرانیان به سبب حیرت و تردد به الحاد و زندقه کشانده می‌شدند ولی در آن شرایط حساس و بحرانی امام رضا (ع) بود که توانست با شرکت در مناظرات و مباحثات علمی جلو این انحرافات را بگیرد. امام ضمن دفاع از تعالیم اسلام و پاسخگوئی به تمام سئوالات و اشکالات و شبهات تمام گروهها، تفوق علمی خود را در هر زمینه به اثبات می‌رساند و بطوریکه قاطبه علمای دنیای آن روز اعتراف داشتند که حضرت ثامن الحجج بزرگترین قهرمان علمی جهان است و هیچ دانشمندی قادر نیست با او احتجاج نماید، به خصوص مجالس بزرگ رسمی که صرف احتجاجات و مذاکرات علمی میشد، حضرت رضا (ع) در صدر آن قرار داشت و مامون خود شاهد و ناظر مناظرات و مباحثات بود و شخصا خود وی سئوالات را مطرح می‌کرد، از هر کس که سئوال می‌کرد برخی قادر نبودند پاسخ بگویند رو به امام می‌کرد و می گفت: ما اعلم احدا افضل من هذا الرجل علی وجه الارض هیچکس در روی زمین اعلم و داناتر از این شخصیت بزرگ نیست و لذا روی سخن به او می‌کرد و سئوالات علمی می‌نمود و از امام جوابهای محکم و قانع کننده می‌شنید.

فعاليتهاي فرهنگي امام رضا(ع) به موارد ياد شده محدود نمي‏شود، در لابلاي اسناد و متون تاريخي فعاليتهاي فرهنگي ديگري نيز براي آن حضرت ثبت‏شده است که در ذيل به برخي از آنها اشاره مي‏شود.از مهمترين و عميق‏ترين آثار فرهنگي پيشواي هشتم(ع) تربیت شاگردان، تشویق به تفکّر، دعوت به پیروی از اخلاق حسنه، دعوت به ولایت پذیری ، استناد به قرآن و سخنان و يا نوشته‏هاي آن حضرت به منظور اثبات حق و پاسخگويي به شبهات موجود در جامعه بود.

جایگاه و نقش ائمه اطهار (ع) در ترویج و توسعه فرهنگ قرآنی به ویژه تفسیر قرآن کریم، نقش کلیدی و اساسی در تبیین حقایق قرآنی است. با اندکی تأمّل در زندگانی حضرت امام رضا (ع) روشن می‏شود که قرآن در سیره و سخن آن امام بزرگوار جایگاه ویژه‏ای داشته و زندگی روزمرّه خود را با آیات قرآن آن چنان آمیخته بود که در تمام ابعاد پرتو افشانی می‏کرد.

امام رضا علیه السلام در تربیت شاگردان و تدوین علم حدیث بسیار زحمت کشیده اند.از جملة آنان می‌توان از حسین بن سعید (30 کتاب)، صفوان بن یحیی (16 کتاب) و محمد بن عمر الواقدی (28 کتاب) و موسی بن القاسم (15 کتاب) نام برد. شیخ طوسی آمار رجال امام را به 318 راوی رسانده است.(23)

همچنین ؛امام رضا علیه السلام نیز پیروان و خواص خویش را امر به تدوین علم و احادیث می‌نمود. در مصادر روایی، کتبی به حضرت نسبت داده شده‌ است و جزء مؤلفات حضرت آورده‌اند از جمله: صحیفة الرضا علیه السلام این کتاب را «مسند الامام الرضا» نیز نامیده‌اند و بسیاری از رواة فریقین این را نقل نموده و در بعضی از مصادر، اسامی بعضی از رواة آن آمده است و نسخه‌های متعدد از آن در «صنعاء» و در «قم» تحت عنوان «کتاب ابن ابی‌الجعد» که کنیة «احمد بن عامر بن سلیمان الطائی» است، در تهران و مشهد وجود دارد. الرسالة الذهبیة رساله‌ای در مسائل طبّی که امام به درخواست مأمون نوشته است و مأمون دستور داد آن را با آب طلا بنویسند. لذا رساله ذهبیه نامیده شد.(24)

سخنان آن حضرت در حقيقت توحيد، امتناع رؤيت‏خدا، استحاله تجسيم، استحاله وصف پروردگار به صفتي که محيط بر کنه ذات حق تعالي باشد و. . . از ديگر آثار فرهنگي ارزنده آن امام معصوم است که به منظور روشن کردن حق و زدودن شبهه از افکار مسلمانان القا شده است. به عنوان نمونه،شرکت در مجالس مناظره و پاسخگويي به پرسشهاي مطرح شده از سوي خليفه و عمال او بود.

مناظرات امام با پیروان ادیان این مناظرات فراوان است و شیخ صدوق در «عیون اخبارالرضا» و علامه مجلسی در جلد 49 بحارالانوار و استاد عزیزالله عطاردی در کتاب مسند الامام الرضا جلد دوم آورده‌اند مهمترین این مناظرات عبارت است از: 1. مناظره با جاثلیق (این کلمه لقب پیشوای عیسویان بود.) 2. مناظره با رأس الجالوت (این کلمه لقب پیشوای یهود بود.) 3. مناظره با هربز اکبر (این کلمه لقب پیشوای زردشتی بود.) 4. با عمران صائبی (از پیروان حضرت یحییعلیه السلام ) 5. با سلیمان مروزی؛ وی عالم بزرگ علم کلام در خطة خراسان بود. 6. علی بن محمد بن جهم؛ ناصبی و دشمن اهل‌بیت:. 7. مناظره با ارباب مذاهب مختلف در بصره.

مجالس بحث و مناظره بين امامان و دانشمندان و سردمداران مکاتب مختلف، ميدان مناسبي براي نشر فرهنگ اسلام و زدودن شبهات از اذهان مردم و تبلور چهره اصلي امامت‏بود.

از دیگر فعالیت های فرهنگی امام در آن عصر می توان به مبارزه با افکار بیگانه درآن عصر و ترجمه آثار علمی بیگانگان از زمان امویان و در عصر عباسیان بویژه در زمان هارون و مأمون به اشاره کرد که امام رضا(ع) نيز همچون پدران بزگوارش از اين مجالس حد اکثر استفاده را براي اهداف ياد شده نمود و علاوه بر شکست دادن چهره‏هاي علمي مزدوري آن زمان بسياري از حقايق را براي مردم روشن کرد. (همانگونه که در این زمان وسعت کشور اسلامی به بالاترین حد خود در طول تاریخ رسید) مأمون نامه ای به پادشاه روم نوشت و مجموعه‌ای از علوم قدیم و آثار ارسطو را درخواست کرد و جمعی از دانشمندان مانند «حجاج بن مطر» و «ابن بطریق» و «سلما» سرپرست «بیت الحکمة» کتابخانه بزرگ بغداد را مأمور ترجمه آنها نمود. «خالد بن یزید»، طب وشیمی را (می‌خواست از راه شیمی طلای مصنوعی به دست آورد) «حنین بن اسحاق» بعضی از کتب سقراط و جالینوس را، ابن مقفع، کلیله و دمنه و همین طور کتاب اقلیدس را، به عربی برگرداندند. خود مأمون نیز ترجمه می‌کرد.

امام رضا علیه السلام و هجوم فرهنگی بیگانه به دنبال نهضت ترجمه آنچه مایة نگرانی بود اینکه در بین این مترجمان افرادی متعصب و سرسخت از مذاهب دیگر مانند زردشتی، صائبی، نسطوری، برهمنهای هند، رومیان وجود داشتند و این فرصتی بود برای نشر افکار مسموم خود و القاء آن به جوانان و افراد ساده دل و همین‌طور محتوای خود این کتب نیز می‌توانست شبهاتی به همراه داشته باشد. امام رضا علیه السلام با آگاهی از این خطر و با حضور فعال در جلسات بحثهای علمی که توسط مأمون برگزار می‌شد، سعی کردند جلو هرگونه انحراف احتمالی را بگیرند و برتری اهل‌بیت: را نشان دهند.(25) هدف مأمون از برگزاری بحث‌های علمی محکومیت امام بود.

شاهد دیگر کلام امام که فرمود: هنگامی که با اهل تورات به توراتشان، با اهل انجیل به انجیل‌شان، باا هل زبور با زبورشان، با ستاره پرستان به شیوة عبرانیشان، با موبدان به شیوه پارسیشان با رومیان به سبک خودشان استدلال کرده همه را به تصدیق سخن خود وادار کنم، مأمون خواهد فهمید که راه خطا را برگزیده و یقیناً پشیمان خواهد شد.(26) آنچه این احتمال را تقویت می‌کند آن است که دربار مأمون تا پیش از شهادت امام، پیوسته محل برگزاری این مناظره‌ها بود؛ ولی پس از آن دیگر اثری ازاین مجالس علمی و بحث‌های کلامی دیده نشد. وقتی این محافل در از میان بردن شخصیت امام ناکام ماند، مأمون در اندیشة حذف فیزیکی امام فرورفت و سرانجام ایشان را مسموم ساخت. امام (ع) بدینوسیله نه تنها مسلمانان را از شک و تردید درآورد و از ارتداد و تمایل به زندقه بازداشت بلکه بسیاری از زنادقه و طرفداران کفر و الحاد را مجذوب تعالیم عالیه اسلام نمود. "(27)

 

*نتیجه گیری:

فرهنگ يك ملت سرچشمه پيشرفت و خلاقيت آن ملت است و توسعه‌اي كه مبتني بر فرهنگ يك ملت نباشد توسعه پايدار نخواهد بود. تا آنجا كه مي توان بر اساس فرمايش‌هاي مقام معظم رهبري عامل فرهنگي را در مقابل عوامل ديگر همچون پول، علم و صنعت، بعنوان اولين، مهمترين و مؤثرترين عامل در خلق و شكوفايي آينده يك جامعه و تعيين سرنوشت آن دانست. ايشان در بيانات خود اينگونه مي فرمايند: فرهنگ يك جامعه، اساس هويت آن جامعه است. همه كاركردها و جهت‌گيريها و تحولات ملت از اين فرهنگ سرچشمه مي‌گيرد.(28) معظم له همچنين در بيانات خود به دليل اهميت فوق العاده موضوع فرهنگ، جاري شدن صحيح و سازنده آن در شريان هاي حياتي جامعه را، مستلزم وجو يك اتاق فرمان فرهنگي كشور يا مركزي براي مهندسي كشور مي دانند.(29)

فرهنگ همان به معنی ادب، تربیت، دانش، علم و معرفت، اداب و رسوم و هنرها و سنتهای مخصوص یک جامعه است  که در طول سالیان دراز در وجود آنها شکل گرفته است و واژه انگلیسی معادل آن Culture است. در کل فرهنگ، وجه تمایز جوامع، عامل وحدت و نظم، راهنما و دلالتگر جامعه، نظام ارزشی متعالی، تصوّرات تخیّلی و ایدئولوژیک،سر سپردگی جمعی، توجّه به پرورش اندیشه، ارزشها، زیبایی، هنر، ویژه گی های رفتاری جمعی برخاسته از ضمیر ناخود آگاه و رفتار سنّتی، رفتار تحمیلی اجتماع بر اعضاء و معجونی از دانستنیها، اعتقادات، عادات،قوانین، اخلاقیات، فرمها، و هرگونه توانایی اکتسابی اعضای جامعه و انتقال آن از نسلی به نسلی، می باشد.

در این میان می توان گفت که ما پشتوانه ديني و اعتقادي محکمي داريم و فرهنگ ما نيز ريشه در درون اين اعتقادات دارد.بر اين اساس ما داراي فرهنگي قوي و غني هستيم.در اين خصوص با مطالعه سیره و زندگی ائمه اطهار (ع) و توجه به تلاش‏های فرهنگی آنان نشان می‏دهد که آن بزرگواران چشمه‏های جوشان معرفت و گنجینه‏های حکمت الهی هستند که چون چراغی پر فروغ و خاموش نشدنی فراسوی علم را با پرتو افشانی خود روشن می‏کنند. آنان با اندیشه‏ها و تلاش‏های فرهنگی خود، تاریکی‏ها را از بین برده و در هر زمان امید حق ستیزان را نومید می‏ساختند.

امام رضا (ع) همانند دیگر امامان معصوم (ع) دارای کمالات و فضایل انسانی در مرتبه اعلی است که بعد از شهادت پدر بزرگوارش امامت و رهبری شیعیان را به عهده گرفت و به رغم مشکلات حادّ جامعه مسلمین در مدت20 سال امامت پر برکت خویش، نقش شایسته‏ای در گسترش فرهنگ حیات بخش اسلام انجام داد.

بی شك باید حضور امام رضا (علیه السلام) را در نیشابور نقطه عطفی در تاریخ تشیّع این منطقه (و به دنبال آن در ایران) بشمار آورد. علی رغم همه محدودیت هایی كه مامون برای جلوگیری از فعالیت امام رضا (ع) و ارتباط شیعیان با امام (ع) به وجود آورده بود، بارزترین موضوعی كه در سیره امام رضا(علیه السلام) از مدینه تا مرو، به ویژه در نیشابور مشهود است، تلاش حضرت برای معرفی جایگاه معصومین(علیهم السلام)  در این فرصت می باشد. امام رضا (علیه السلام) از لحظه حركت از مدینه تا مرو همیشه از روش های گوناگون برای شناساندن شیعه بهره برد.این مظهر رحمت که مرقد مطهرش، افتخار جاویدان برای کشور ما است، در حقیقت نعمت و موهبت بسیار بزرگی است که خداوند مهربان گویا به مردم رنج دیده و ستم کشیده‌ایران بخاطر زحمات طاقت فرسائی که در راه اسلام کشیده‌اند، مرحمت فرموده است، تا پس از آن همه ستم و‌ آزار و جور بنی‌امیه و بنی‌عباس به زخمهای درونی آنها مرهمی علاج بخش و چاره ساز باشد.

آری این خواست خدا بود که امام رضا (ع) به خراسان سفر کند و آخرین سالهای عمر خود را در ایران باشد و در آنجا هم بدعوت حق لبیک گوید، جائیکه قبر شریفش در اندیشه ایرانیان شیعه که برای کسب فیض و دعا و تبرک به آنجا می‌آیند، سرنوشت دو گانه اش را بیداد می‌کند: یکی پاسداریش از استقلال کشور علوی ایران، و دیگری رهبریش را در نهضت معنوی اسلام، گوئی باب، معالم الطریق و نشانه است.

امام رضا(ع) طی 20 سال امامت بابرکتش شور و نشاط علمی و فرهنگی خاصی در جامعه اسلامی و به خصوص برای ما ایرانیان گسترش داد که در تاریخ زندگی بشر کم سابقه بوده است. وی در میدان مبارزه با همه جریانات فکری به مخالفت برخاست تا عقاید باطل را بکوبد و اندیشه‏های منحرف را اصلاح کند و عقاید ناب اسلامی را به تشنگان حقیقت هدیه نماید.

حال با مطالعه آثار و برکات امام رضا(ع) در کشورمان در می یابیم که وجود آن حضرت در همه عرصه ها ازجمله تاریخ وفرهنگ مهین عزیزمان نقطه عطفی برای توسعه و پیشرفت ما ایرانیان بوده است.

مقاله‏ای که از نظر خوانندگان عزیز و محترم می‏گذرد، گامی است در بیان تلاش‏های فرهنگی و علمی آن گوهر نبوی است که امید است این تحقیق ره توشه‏ای باشد برای پویندگان راه امامت و ولایت.

 

*منابع و پی نوشت ها:

1- مرتضی مطهری ؛خدمات متقابل اسلام و ایران

2- کشف الغمه، علي بن عيسي اربلي، ج 2، ص 308

3- سایت تبیان -  چهارشنبه 23/9/1384- http://www.tebyan.net

4- الكافي ج 1 ص 486. الا‌رشاد ص 341- التهذيب ج 6 ص 83 ‌

5-همان به اضافه فرق الشيعه ص 96

6- فرق الشيعه ص96

7-  اصول كافى، ج 1، ص 496

8- پژوهشكده باقرالعلوم (ع)- http://www.amirkabir.net

9- حسین زاده و امیری خراسانی، مجله مطالعات ایرانی، سال ششم، شماره 12، پاییز 1386، ص ص 132- 121

10- العروسی الحویزی، 1367، ج 1، ص 40- طبرسی، 1358، ج 1، ص 208- زمخشری، 1990 م، ج 2 ص 210- رازی، ج 2 ص 9 و قرطبی، 1357، ج 8، ص 93

11- زمخشری، ج 2، ص 301

12- قمی، 1359، ص 185

13-  ابن ابی الحدید، 1387، هـ، ج 19، ص 124- قمی 1359 هـ، ج 2، ص 693

14-  قمی، 1359، ج 2، ص 164- مجلسی، 1403 هـ ، ج 49، ص 232

15- نمونه ،ج11،ص 350

16-  فرائد السمطين , جوينى خراسانى , ج 2 ص 246

17-  نهج البلاغه، نامه 28، ص 894؛ از اميرالمؤمنين(ع)

18- تاریخ تشیع در ایران، رسول جعفریان، سازمان تبلیغات اسلامی، ص54

19-  شبهای پیشاور، سلطان الواعظین شیرازی، ج1، ص130

20- پیروان شیعه سیاسی

21- تاریخ تشیع در ایران، رسول جعفریان، ص 158-157

22- دائرة المعارف تشیع، ج6، ص574

23-  دروس فی‌نصوص الحدیثیة، مهریزی، ص 91

24- اعیان الشیعه، ج 2، ص

25-  سیره پیشوایان، ص 509

26- سیره، ص 512 و 513

27- سایت آستان قدس رضوی

28- بيانات رهبري 29/9/1383

29- بيانات رهبري 20/9/75

- قرآن کریم.

- ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، 1387 هـ، ج 18، دارالاضواء، بیروت.

- رازی، فخر الدین، تفسیر کبیر (مفاتیح الغیب)، 1411 ق، بیروت، دار الکتب العلمیه.

- زمخشری، محمود بن عمر، تفسیر الکشّاف، بیروت، دار الکتاب العربی، بی تا.

- زمخشری، ربیع الابرار، ج 1، انتشارات دارالمعرفه، بیروت، بی تا.

- طبرسی، ابی منصور، احتجاج، 1401 ه، ج 1، مؤسسه الاعلمی، بیروت.

- طبرسی، ابی علی الفضل بن الحسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، 1358، 5 جلد، مکتبه العلمیه الاسلامیه، طهران.

- عروسی الحویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، 1367، 5 جلد، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، تهران.

- قرطبی، ابوبکر، تفسیر قرطبی، 1414، بیروت، دار الاحیاء.

- قمی، شیخ عباس، سفینه البحار و مدینه الحکم و الآثار، 1359 هـ، نجف، العلمیه.

- مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، 1403 هـ، ج 22 و 49، داراحیاء التراث العربی، بیروت.

- غلامحسين صميمي ، سايت حوزه

- سایت حوزه  - http://www.hawzah.net

 

** نویسنده – موسی کاظم زاده 


انتهای پیام